اصول حرکتی سيد جمال الدين اسد آبادی ( محمد صادق مزينانی )
در نیمه دوم قرن سیزدهم هجری تهاجم گسترده و همه جانبه استعمار غربی به جهان اسلام آغاز شد . در قبال آن گروهی ترقی و پیشرفت را در گرو پیروی بی قید و شرط از غرب می پنذاشتند و گروهی دیگر از از علوم و فنون و فرهنگ غربی روی بر می تافتند و آن را ضد اسلام معرفی می کردند . گروه سومی هم وجود داشت که نه تسلیم و سر سپردگی بی قید و شرط را روا می دانست و نه نفی و تحریم مطلق را راه نجات و سعادت می شناخت . این جریان با حفظ هویت ملی و دینی خود استفاده از دانش و تکنولوژی غرب را می شمرد . این جریان را می توان با «اصلاح طلبی اسلامی »و یا « احیاء تفکر دینی » نام برد . اصلاح در قرآن به معنی سامان بخشیدن است . اهل اصلاح سر سلسله این جریان را سید جمال دانسته اند . سید در افقی گسترده به دور نمای وسیعی می نگریست که در آن مسلمانان بدون قید و نژاد برای تغییر اوضاع نامناسب روزگار خویش کوشش مشترک داشته باشند . سید مصلح عالم اسلام بود .
دردهايی که سيد بارها از آن سخن می گفت عبارتند از :
1- فاصله مسلمانان از اسلام راستین و نفوذ عقاید خرافی در آنها
2- نفوذ بیگانگان بویزه انگلستان در کشور های اسلامی
3- استبدار حکام خود کامه
4- عقب ماندگانی جوامع اسلامی از کاروان علم و تمدن بشری
5- تفرقه و جدایی و در نتیجه عدم شناخت از یکدیگر
6- تهاجم گسترده فرهنگی غرب برای نابودی هویت فرهنگی مسلمانان
اصولی که سيد بر آنها پافشاری می کرد :
1- بازگشت به اسلام راستین
2- مبارزه با استعمار غرب
3- مبارزه با ایادی استعمار ، حکام مستبد و بیگانه پرست ، غربزدگان و عالمان درباری
4- اتحاد و هماهنگی کشور های اسلامی
بازگشت به اسلام راستين
در شعار بازگشتبه اسلام اصیل دو تلقی و گرایش عمده و متضاد وجود دارد
الف) بازگشت به اسلام راستین بدون اجتهاد :این تلقی رعایت تمامی نهاد و ظواهر صدر اسلام را لازم الاجرا و هرگونه اجتهاد و استنباطی از دین و مسائل دینی را ناروا و بدعت می شمرد . برتعبد پای میفشرد و همواره با تعقل و دستاوردهای بشری سر ستیز دارد . مانند اشعری ها در اهل سنت و اخباریها در شیعه
ب) بازگشت به اسلام همراه با اجتهاد : در این بائر از یک سو تلاش در ره یافت احکام اولیه از منابع ضرورت دارد و از سویی دیگر ره یابی و پاسخ گویی به مسائل و نیازها بر اساس مقتضیات زمان از راه تعقل و اجتهاد است
سید جمال برای اولین بار در سده دوم بازگشت به اسلام را با تلقی دوم مطرح کرد او برای لین کار ابتدا به زمینه سازی پرداخت و با مقایسه مسلمانان زملن خود با مسلمانان صدر اسلام اثبات کرد که مسلمانان براثر عواملی چند به انحطلطی بزرگ دچار شده اند
سید نقطه آغاز و و مرحله اساسی انحراف از اسلام را قرن چهارمهجری می داند ، هنگامی که نحله های فکری و فرقه های دینی و سیاسی برای مقابله با اسلام راه ترویج را در پیش گرفتند و با همه توان در سستی عقاید و جذب مسلمانان تلاش کردند . نین شیوه مردم را از اسلام جدا کرد . اعتقاد به خدا را که اساس همه سعادتها است در الواح عقول ستردند . اخلاق امت اسلامی را فاسد کردند تا جایی که شخصیت آنها را مسخ کردند . اینها زمینه ای شد برای هجوم مسیحیان به شامات در قرن پنجم و همچنین تاتار و ترک و مغول . سید پس از ترسیم نصویر مسلمانان صدر اسلام و مقایسه آنان با مسلمانان زمان خود راه نجات امت اسلامی را در بازگشت به اسلام و عمل به دستورات حیات بخش آن می داند و بس . از این روی از آنان می خواهد که به سخنان مصلحان دینی گوش فرا دهند و دعوت آنان را اجابت کنند . سیدس از زمینه سازی راه بازگشت به اسلام را می نمایاند :
1- معرفی چهره حقیقی اسلام
2- پیرایش اسلام از خرافات و عبرتها
1)معرفی چهره حقيقی اسلام
سید بر این باور بود که اسلام در ذات و جوهر خود توانایی هدایت و ارشاد و اداره جوامع انسانی را همیشه دارد . سید در رساله نیچریه می نویسد « دین مایه پایداری امت ها است . رستگاری عظمت و بزرگواری امت ها بدان بسته است طبیعت گرایی ریشه فساد و اختلتفها است . او نخستین گام بازگشت به اسلام راستین را معرفی درست آن از جانب عالمان دینی می داند . او بر این باور بود که جامعه باید ایاسی ترین اعتقاداتش را با نیرئی برهان و یقین بشناسد لذا سید برای فلسفه اسلامی ارزش زیادی قائل بود .
سید در معرفی اسلام به عنوان دینی جامعو کامل بر اموری تاکید می ورزید
1- پیوند دین و سیاست
2- ضرورت اجتهاد: اجتهاد شرط اساسی تحقق آرمان مصلحان بوده است او می گوید « پیشوایان بزرگ درگذشته اجتهاد کردند و کار بسیار خوبی کردند ولی این درست نیست که بگوییم آنها تملم اسرار و رموز قرآن را درک کرده اند . اجتهاد آنها در محتویات قرآن در حکم قطره ای است از دریا
3- پالایش معارف علمی و دینی : سید براین باور بود که باید تحولی اساسی در آموزش علوم و متون درسی حوزه های علمبه صوزت پذیرد ، علوم صحیح و مورد نیاز تقویت شود ، نادرستی ها حذف شود و تحریف یافته ها اصلاح شود .سید در کنار این فرا خوانی به سوی کسب دانشهای جدید هشدار می دهد مبادا که عالمان دینی محرومیت محرومان را فراموش کنند .
4- مقابله با تفکرات الحادی : سید مبارزه با تفکرات الحادی و ضد مذهبی را ضروری می داند
5- پاسخ به شبهات :
2)پيرايش اسلام از خرافات و عبرتها
خرافه زدایی ، پالایش اسلام از ناخالصیها ، پندارهای غلط و اندیشه های ضد اسلامی از مهمترین اهداف سید در راستای احیای اسلام راستین به شمار می آید . در این صورت سرچشمه دین زلال می ماند و حیات آفرین و زندگی ساز خواهد بود .
دلایل غبار اندو شدن چهره دین و عدم بقای اعتقادات قوی و اخلاص عمیق مسلمانان صدر اسلام در نسلهای بعد از دیدگاه سید جمال :
1- گسترش جبر گرایی
2- گسترش گونه تحریف شده قضا و قدر
3- توطئه زندیقان و تحریف تعالیم حیاتبخش اسلام با درآمیختن عقاید باطل بران
4- گسترش عقاید و اندیشه های سوفسطائیان
5- جعل و تحریف دروغ پردازان و نسبت ناروا به رسوا الله
شیوه سید در این مسائل این بود که مردم را باتازیانه توبیخ بیدار کند آن گاه حس امیدشان را تحریک نماید و نشان دهد تا هنگامی که اصل عقیده اسلامی باقی است بر طرف کردن این نقیصه ها کار آسانی است
منبع : سایت فصیح